۱۳۹۲ دی ۱۷, سه‌شنبه

((برای لونا!...))





















((برای لونا!...))

برای لونا نغمه ای خواهم سرود
برای لونا که بر برف تخت های بیمارستان
لبخند میکارد
و هنوز بوی کاشی های آبی اصفهان
و بازار شاه را به همرا دارد

برای لونا نغمه ای خواهم سرود
برای زمانی که قرص ماه صورتش کامل بود...
و کرور کرور جرقه های امید
در راهرو های تاریک بیمارستان
رویید

برای لونا نغمه ای خواهم سرود
برای لونا که بر برف تخت های بیمارستان
لبخند میکارد
و صلیب صبر مسیح را
بر شانه های ظریف و نحیفش بهمراه دارد!...

برای لونا
تنها برای لونا نغمه ای خواهم سرود!.

(شکوه بختیاری)

۱ نظر:

شهرام گفت...

شعر زیبا و دلنشین است٫ سپاس