۱۳۹۲ فروردین ۱۰, شنبه

((خدایان بیرحم))


















((خدایان بیرحم))

و خدایان بیرحم شما 
جلادانی روان پریش بیش نیستند

که به تجاوز به دختران ۹ ساله رضایت دارند! 
و سنگسار و شکنجه و شلاق را عدالت می دانند!

و شما برده داران منحوس،
که چهار زن را 
با چند سانت گوش
ت پلاسیده یک نامرد 
برابر می دانید...
، نه من از شما نیستم! 

هرگز از شما نبوده ام 
مگر نمیبینید چگونه همه مذاهب را 
در نگاشته هایم
، 

استفراغ می کنم!...


(شکوه بختیاری).


قلم ها و اسلحه ها را دوست دارم!...




















عکس یک بانوی پارتیزان یهودی در جنگ جهانی دوم 
Jewish Partisan in Word War II

قلم ها و اسلحه ها را دوست دارم...
چون هر دو می توانند، یک مراسم وحشیانه مذهبی؛ 
چون سنگسار، شلاق یا اعدام و یا یک دیکتاتوری مخوف با کوره های آدم سوزی را متوقف کنند. 
و این تنها وابسته به انتخاب نظاره گران است که قلم ها و اسلحه ها را در دست گیرند.

شکوه بختیاری

۱۳۹۲ فروردین ۹, جمعه

شاید می توانستم به خدا ایمان داشته باشم؟

شاید می توانستم به خدا، بهشت، همه پیامبران، امامان و قوانین وحشیانه مذهبی، ایمان داشته باشم. شاید اگر خردگرا نبودم و دروغ و داستان های خیالی مذهبی و شکنجه و قتل و سنگسار را، مقدس می دانستم.





۱۳۹۱ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

تفکر مردسالارانه و مذهبی تنها متعلق به خاورمیانه نیست





تفکر مردسالارانه و مذهبی تنها متعلق به خاورمیانه نیست. حتی در امریکا قدرتمندان بزرگ سعی در محدود کردن و کنترل زنان دارند. آنچه این مردان باید بیاموزند این است که؛ بدن یک زن و تخمدان های یک زن به مذاهب و حکومت و سیاست تعلق ندارد. بدن یک زن، تنها متعلق به آن زن است، و سیاستمداران یا سردمداران آزادند در مورد بدن خود و حاملگی یا سقط جنین و...در بدنشان تصمیم بگیرید، نه در بدن من یا هیچ بانوی دیگری!

۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه

همیشه یک دلقک در مراسم خاکسپاری هست که خیلی به صمیمی بودن تظاهر می کند!


There is always a silly clown at the funeral that trying really hard, to act really friendly!






























http://president.ir/fr/46180

آه من زن شدم!...



























آه من زن شدم!...
در زمانه نامردی که حجاب، گشت ارشاد، تفکیک جنسی، محرم و نامحرم و ظلم و ستم،
تنها برای من، الزامی بود!.

و هیچ یادی از سعید سلطانپور نکردید!



















 آه وقاحت شما را پایانی نیست؟...

شما که فرزندان ما را در خیابان ها و زندان ها کشتید!
و زنان آزادی خواه به میادین سنگسار بردید

و گرده مردان به تسمه شلاق دریدید
و کشتزارها از دارها برای دانشجویان تدارک دیدید

به آزادی، حق رای، پوشش و شعورمان توهین کردید
و مامورین ارشاد چون سگانی وحشی در خیابان ها رها کردید

و در آخر خواهران و مادران سوسیالیست ها را در آغوش گرفتید
و هیچ یادی از  سعید سلطانپور، نکردید!

 آه...وقاحت شما را پایانی نیست؟...

(شکوه بختیاری)

((ما قربانی هستیم چون اصلاح طلبان همواره بر خون جوانان وطن ایران، آب غسل جنابت می ریزند!..))




























این قطعه برای تمام اصلاح طلبانی نوشته شده که عکس احمدی نژاد در آغوش مادر چاوز را ستایش کردند:


 مادران و کودکان ما قربانی هستند،
قربانی ملایان جنایتکاری که حتی با دست بریده
داعیه ارتباط با امام زمان دروغین دارند!

ما قربانی هستیم
قربانی دلقک هایی که مردم را در خیابان ها و زندان ها به خاک و خون می کشند
و در عزای جنازه یک سوسیالیست که اگر ایرانی بود، حتما شکنجه و اعدام میشد
مادرش را در آغوش می کشند و اشک تمساح می ریزند!

ما قربانی هستیم چون اصلاح طلبان همواره بر خون جوانان وطن ایران،
آب غسل جنابت می ریزند...

و ما قربانی ساده اندیشی، فریب و مذهبیون
، حکومت های دیکتاتوری و روشنفکران عامی نسل خود هستیم!

ما قربانی هستیم و شما...
بله شما نیز در این جرم قربانی بودن ما
شریک هستید!


(شکوه بختیاری)  

۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

به جهنم می روم که پیانو بنوازم

Jerry Lee: Well, if I'm going to hell, I'm going there playing the piano.


جری لی لوئیس خواننده، آهنگساز و پیانیست معروف در جواب پسر عموی کشیشش که به او گفت: از موسیقی شیطانی راک و رول توبه کن و دست بردار وگرنه به جهنم خواهی رفت،

گفت:" خب، اگر من قراره به جهنم بروم، به جهنم می روم که پیانو بنوازم!



































برهنه شدن زنان ایرانی در استکهلم به مناسبت روز جهانی زن


عکسی از فاطمه اختصاری شیر دخت شاعر هموطن!























 


درون ساندویچی پشت میز خورده شویم و بعد یکجا شام و ناهار را بکنیم
شب است هر 2 به 1 خواب خوب محتاجیم که زیر پل بغل هم فشار را بکنیم

شیر دخت شاعر ایران، فاطمه اختصاری در ورزشگاه آزادی!















از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فاطمه اختصاری
زادروز خرداد ۱۳۶۵
کاشمر
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی
تحصیلات دانشجوی دکترای رشتهٔ مامایی
سبک غزل پست مدرن، غزل نئوکلاسیک
آثار زنان و آسیب‌های اجتماعی
یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی‌ها
فاطمه اختصاری (زادهٔ ۱۳۶۵ در کاشمر) از شاعران غزل پست مدرن در دههٔ هشتاد است. وی در سال‌های اخیر در بسیاری از جشنواره‌های شعری حضور داشته و موفق به کسب مقام شده‌است. کتاب او «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی‌ها» که در سال ۱۳۸۹ از نمایشگاه کتاب جمع‌آوری شد نیز در سومین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال زنان «جایزهٔ خورشید» توانست به مرحلهٔ نهایی راه پیدا کند.[۱] داوری جشنوارهٔ غزل پست مدرن در سال ۱۳۸۶ و سردبیری نشریهٔ تخصصی غزل پست مدرن «همین فردا بود» در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ [۲] (که در خرداد ۱۳۸۸ توقیف و لغو مجوز شد)، و انتخاب آثار مجموعهٔ «گریه روی شانه تخم مرغ» از دیگر فعالیت‌های ادبی اوست.
وبلاگ او در سال ۱۳۸۹ پس از دستگیری اش، بنا به دستور قضایی فیلتر شد و از آن زمان او در وبلاگ جدیدش می‌نویسد. از فعالیت‌های او در وبلاگ جدید می‌توان به ایجاد کارگاه مجازی شعر و داستان اشاره کرد. او در ابتدای دههٔ هشتاد در رادیو به عنوان نویسنده و گوینده مشغول فعالیت بود. برخی نوشته های او عبارتند از «روزی که زن شدم»[۳]، «ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن» و…
از دیگر فعالیت‌های او حضور در آلبوم جدید «شاهین نجفی» به عنوان شاعر و ترانه‌سرا به همراه سیدمهدی موسوی، افشین مقدم و یغما گلرویی است.[۴][۵] کارگاه‌های شعر او در تهران در سال ۱۳۹۱ با انتشار خبری در باشگاه خبرنگاران جوان و انتشار در خبرگزاری‌ها و سایت‌های اصولگرا تعطیل شد.[۶] با فاطمه اختصاری مصاحبه‌هایی توسط روزنامه شهرآرا، رادیو زمانه و خبرگزاری کتاب (ایبنا) انجام شده است. [۷][۸][۹] او دانشجوی دکترای رشتهٔ مامایی است.
حضور او در سال ۱۳۹۱ در ورزشگاه آزادی با لباس مبدل در بازی ایران-کره جنوبی جنجال تازه ای به پا کرد و حتی در سایت های خارجی مثل «میدل ایست آنلاین» منتشر شد که مدت ها در سایت بالاترین، گویا و بسیاری از سایت های خبری پخش می شد. بسیاری از هنرمندان از کار او حمایت کردند اما خبرگزاری های اصولگرا نظیر باشگاه خبرنگاران جوان کار او را تقبیح کردند

کتاب های مقدس مذهبی، شباهت عجیبی به کتاب های هری پاتر دارند




















برخی از افراد (همانند مارگارت کورت)، حرفهای بسیار زشت و نفرت انگیزی در مورد همجنسگرایی می زنند که برخواسته از هموفوبیاگرایی آنهاست. این افراد که اکثرا مذهبی نیز هستند سعی می کنند نفرت و ترس خودشان را از همجنسگرایی با استناد به کتاب های مقدس و مذهبی ادیان ساپورت کنند و از این کتاب ها به عنوان تایید افکار زشت و نفرت انگیزشان در مورد همجنس بازان، کمک بگیرند.

این افراد اینگونه می گویند:" که نه حرف های ما هموفوبیک نیست. بلکه کتاب مقدس هم همین افکار ما را تایید کرده و چنین گفته."

این حرف آنها دقیقا مثل این است که اگر فردی، آدم بسیار کوتاه قدی را به عنوان برده به خدمت بگیرد و به او بگویند این کار غیر انسانی است. بگویید: نه من کتاب هری پاتر خواندم در آن کتاب از کوتوله ها به عنوان برده استفاده میشد!.


بن مایه