۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

آقای خاتمی من هرگز ناتوانی خود را در نجات نوجوانی که بدست گردان امام حسین ربوده شد، نبخشیده ام، شما چطور؟







وقتی سخنرانی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خاتمی را دیدم این نثر را به یاد فرشته علیزاده  و همه عزیزان جانباخته نوشتم.


آقای خاتمی و اصلاح طلبان شرم کنید،

به جای گرم کردن تنور انتصابات، قاتلین و متجاوزین فرشته علیزاده در وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ معرفی کنید...

به یاد فرشته علیزاده که در 18 تیر 1378 به شهادت رسید

فرشته علیزاده فعّال دانشجویی دانشگاه الزهرا و مسئول برد انجمن این دانشگاه بود که در میان درگیری‌های پس از حمله شبه‌نظامیان انصار حزب الله و پلیس به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران در وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ ناپدید شد. .

علی اکبر موسوی خوئینی نمایندهٔ مجلس ششم ۴ سال پس از واقعه ۱۸ تیر در همایشی که در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار شده بود، گفت علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شد و هیچ نهادی مسئولیت آن‌را به عهده نمی‌گیرد.
مادر فرشته علیزاده بر اثر فشارهای روحی سکته قلبی کرد و درگذشت. خانوادهٔ وی در تلاش برای پیگیری سرنوشت او از طریق سازمان ملل برآمدند مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران ادعا دارد ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده‌اند که تاکنون فقط هویت عزت‌الله ابراهیم‌نژاد و فرشته علیزاده روشن شده‌است.]
امیر فرشاد ابراهیمی ( یکی از رهبران انصار حزب‌الله که از این گروه جدا و پس از ۱۸ ماه انفرادی و شکنجه و دو سال حبس ایران را ترک کرد) پیرامون قتل وی می‌گوید که او پس از بازداشت زیر شکنجه جان سپرده و در گورستان خاوران دفن شده‌است

متاسفانه عکسی از فرشته علیزاده در دسترس نیست، اگر کسی از آشنایان ایشان این متن را می خواند لطفا عکسی از ایشان برای ما بفرستید، روحش شاد و راهش جاودانه باد




نثر نسل ما:

آقای خاتمی و اصلاح طلبان شرم کنید،

۱۲ سال گذشت ما بچه های ۱۸ تیر ۱۳۷۸ پیر شدیم

و قاتلین و متجاوزین فرشته علیزاده هنوز در کوچه های پس کوچه های سرزمین من ، دخترکان بی پناه آزاده را می ربایند.

آیا هر زمان که چشمان خود را بر هم می نهید صدای ضجه پسران و دختران را از بازداشت گاه های اوین و زندان های مخوف  بی نام و نشان نمی شنوید؟

شما را چه می شود ای خائنین خودفروش؟

 تنها نگاهی گذرا به خیابان ها بیندازید

هنوز سنگ فرش پیاده رو ها خون آلود است و ماشین های گشت ارشاد سپری آغشته به گوشت و خون

فرزندان این مرز و بوم دارند ...

آیا چشمان اشک آلود مادرانی را، که چون پیچک هایی سردرگم در پارک ها روییدند

و عکس فرزندان دلبندشان  را که به خاک و خون کشیده اید، در دست دارند

 و آه  های داغ و گزنده شان را

که چون پیکره هایی شکسته از دردی سهمگین

در جستجوی  لحظه ای آرامش در آسمان تیره شبانگاهان

چون ستاره ای مرده افول می کنند ندیده اید...


آه ای دین فروشان... هرگز نگاه التماس آمیز پسری را که بدن نحیفش بر روی آسفالت خیابان کشیده می شود

و چشم هایش از درد و وحشت وقتی سرش به سنگ های کنار پیاده رو می خورد را دیده اید؟...

آه من دخترکی ۱۴ساله بودم و گردان امام حسین ما را محاصره کرده بود

و من هرگز چشم های نیمه مرده از حدقه بیرون زده او را فراموش نخواهم کرد...

من دختری ۱۲ ساله بودم یا ۱۴ ساله درست یادم نیست...

اما آمبولانس های پر از زخمی یا جنازه

و مردی که با باتوم بر سر جنازه ها در آمبولانس می کوبید را از یاد نمی برم

و پیکان سفید با چهار مرد چاق لبنانی گردان امام حسین که او را ربودند...

من التماس زنان و مردان را در زیر ضربه های باتوم از یاد نبرده ام

و طعم تلخ خون را در بزاق دهانم

وقتی در خیابان ها وحشتزده می دویدیم... و مردان باتوم به دست بر موتورها را

در کوچه پس کوچه ها گم می کردیم

من دختری ۱۲ ساله یا ۱۴ ساله بودم

اما هرگز نگاه معصوم آمیخته با وحشتی را

که در خیابان جلوی دانشگاه دیدم... فراموش نمی کنم...

و هرگز ناتوانی خود را در نجات نوجوانی که بدست گردان امام حسین ربوده شد، نبخشیده ام ...

و شما آقای خاتمی و تمام اصلاح طلبانتان و حفظ نظام کثیفتان...چه ساده و چطور خود را بخشیده اید؟...

من هنوز چشم های وحشتزده پسرکی را که از من کمک می خواست بیاد دارم....

شما چطور؟ شما قاضی شارحان تمامی قرون؟

آیا چشم های ما را به یاد دارید...یا ما را نیز در بهشت نداها و خاوران ها مدفون خواهید کرد؟...

شرم کنید آقای خاتمی شرم کنید!.



یک عکس تاریخی کمیاب از دعوت به تظاهرات ۱۷ اسفند ۱۳۵۷زنان بر علیه حجاب اجباری























http://www.facebook.com/photo.php?fbid=325423690818640&set=a.164020230292321.38882.100000530348318&type=1&theater

۱۳۹۰ دی ۲۳, جمعه

فقط دارم زار زار گریه می کنم، مراسم خاکسپاری علیرضا صبوری در برلین!

مراسم خاکسپاری علیرضا صبوری در برلین!
دوستان عزیز
روز جمعه 20 ژانویه در شهر برلین مراسم خاکسپاری و بزرگداشت زنده یاد علیرضا صبوری برگراز می شود. علیرضا صبوری جوان 20 ساله ای بود که در تظاهرات 25 خرداد بعد از انتخابات 88 تیر خورده بود که یک ماه در کما بوده و با اینکه دو عمل را پشت سر گذاشت اما آثار ترکش های تیر متاسفانه جان او را گرفت! او بعد از مداوای اولیه و دوباره آموزش راه رفتن و صحبت کردن با شرایط سخت به ترکیه و از آنجا به امریکا پناهنده شد...کمتر از دو ماه پیش او در خانه خود در بوستون امریکا در حالیکه سرش روی لپ تاپش بوده سکته کرد! پیکر او برای خاکسپاری در آلمان به برلین منتقل شد تا در نزدیکی فامیلش به خاک سپرده شود...اطلاعیه دقیق این مراسم به زودی در سایت ها منتشر خواهد شد!
لطفا به دوستان خود در برلین و حوالی اطلاع دهید!
جمعه 20 ژانویه 2012 ساعت 13 تا 14 مراسم خاکسپاری و بعد از خاکسپاری مراسم بزرگداشت

برگرفته از صفحه فیس بوک 
Akhtar Ghasemi







ویدیو آخوند دولتی جمهوری اسلامی : هیچ موقع اسلام اجازه نمی دهد یک زن در آغوش صدها مرد قرار بگیرد، مگر اینکه تامین زندگی داشته باشد و مردها این را تامین زندگی بدهند، مسئله ازدواج موقت همین مسئله است, پیدا کنید نقش آخوندها را...?

قسمت هایی از بررسی موضوع صیغه  در ایران در فیلم بازار سکس (ویدئو)

آخوند دولتی جمهوری اسلامی : هیچ موقع اسلام اجازه نمی دهد یک زن در آغوش صدها مرد قرار بگیرد،

 مگر اینکه تامین زندگی داشته باشد و مردها این را تامین زندگی بدهند، مسئله ازدواج موقت همین مسئله است!!!

«رضاشاه لعنت الله علیه» جلوی صیغه و تعدد زوجات را گرفت!

لطفا روی لینک کلیک کنید;

http://www.zdf.de/ZDFmediathek/beitrag/video/1402068/Im-Bazar-der-Geschlechter#/beitrag/video/1402068/Im-Bazar-der-Geschlechter







۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه

اثبات همدستی پلیس ورامین در شکنجه، تجاوز و قتل عام زنان زندانی زندان قرچک + عکس


به دو عکس اول نگاه کنید...

آیا وجه مشترکی بین عکس ها می بینید؟..

هر دو شکنجه گر به یک روش تعلیم شکنجه دیده اند...

 اجرای طرح‌ ارتقای امنیت محلات در سطح شهرستان ورامین یا

 سرکوب مردم آزادی خواه وترساندن خانواده هایی که دختران و زنانشان را در زندان قرچک ورامین به خاک و خون کشیده اید؟...
 بعد از خبر قتل عام ۵ زن بی پناه در زندان قرچک ورامین و اخبار شکنجه و تجاوز و قتل عام زنان از این زندان نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به خیابان ها ریختند و به بازداشت و ضرب و شتم مردم پداختند تا هر صدا و شورشی را در نطفه خفه کنند...
 سرکوب مردم آزادی خواه وترساندن خانواده هایی که دختران و زنانشان را در زندان قرچک ورامین به خاک و خون کشیده اید؟.این عکس العمل شتابزده و ناگهانی،
همدستی پلیس ورامین را در شکنجه و کشتار و تجاوز به زنان زندانی زندان قرچک را ثابت می کند،

پلیسی که به جای تحقیق و بررسی در زندانی که ۵ زن به قتل رسیده اند به خیابان ها آمده و به ضرب و شتم و دستگیری مردم می پردازد؟!...


حالا هی ما بگیم بسیجی سپاهی پای منقل رهبری این فیلم ها را برای ما در نیاورید...ما خودمان فیلم سازیم...

اصل خبر را از بین خبرسازیهای شما پیدا می کنیم کو گوش شنوا?

این عکس ها معتاد ها را هم قاطی این دستگیری ها نکنید مردم گول این جنگولک بازی های شما را نمی خورند

این پلیس کثیف شماست که ایران را ناامن کرده.

در ضمن اگر این آقا معتاد مواد مخدر است چرا دهنش را گرفتید حرف نزند و کسی صدایش را نشنود؟...

فقط یک شکنجه گر متجاوز نه یک پلیس وظیفه شناس میتواند به این شکل وحشیانه دهن یک متهمم رابگیرد...

 چون از حقایق حرفهای آن فرد و بی گناهی اش اطلاع دارد و نمی خواهد دیگران متوجه دلیل اصلی دستگیری او بشوند ...

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1507291

عکس خانم در حال شکنجه شدن از زندان های ایران و در دوره بعد از انتخابات گرفته شده




یک سوال دارم: اگر ترور دانشمندان فیزیک اتمی کار جمهوری اسلامی نیست، چرا امید کوکبی دانشجوی فیزیک اتمی و خانواده اش گروگان و زندانی اند؟
















این کشتار حتی اگر به دستور قدرتهای خارجی باشد کار همان سرداران تپل گروهبان گارسیایی است که در داخل ایران هم از توبره نفت می خورند و هم از آخور دول خارجی وگرنه گناه این جوان بی گناه آیا چیزی به غیر از رشته تحصیلی اوست؟

نامه اميد کوکبی به صادق لاريجانی : بازجوها من و خانواده ام را به گروگان گرفته اند

کلمه:اميد کوکبی دانشجوی نخبه دکترا در دومين نامه خود به رييس قوه قضاييه از فشارهای متعدد به خود و خانواده اش پرده برداشته و می پرسد: چگونه مي‌شود به کسی که متهم به جاسوسی يا ارتباط با اجانب است اطمينان کرد و او را به محرمانه‌ترين و سرّي‌ترين بخش اسرار نظام دعوت کرده و از او درخواست همکاری نمود‌؟

به گزارش کلمه، او با اشاره به وعده و وعيدهايی که به او و خانواده اش در خصوص همکاری و اعتراف به جرم های ناکرده اش استدلال می کند: امروز که هيچ خطايی نکرده‌ام و هيچ اطلاعی از موضوعات و فعاليت‌های محرمانه نظام ندارم با من اينگونه رفتار مي‌شود و تمام زندگی و خانواده‌ام را به واقع گروگان گرفته‌اند. در آينده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از اين اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چيزی را برای حصول اطمينان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟

وی با اشاره به نامه اول خود به صادق لاريجانی از تشديد فشارها سخن می گويد و با انتقاد و گلا يه ازعدم بيطرفی قاضی پرونده اش می گويد که حتی از نمايش و تصويرگری يک دادرسی به ظاهر قانونی و بي‌طرفانه عاجز مانده و به وضوح و آشکارا به قوانين و مقررات و مصالح نظام و کشور بي‌اعتنايی کرده و بد‌تر از آن اينکه در جلسه دادگاه با عصبانيت اقدام به تحقير و تهديد من کرده و با به کاربردن الفاظی که اينجانب شرم دارم در اين نامه به ذکر آن‌ها بپردازم، از من به اصرار مي‌خواست که مطابق خواسته وی اقرار به ارتباط با آمريکا و خيانت به کشورم کنم.

اميد کوکبي، دانشمند جوان ايراني، هشت ماه است که به اتهامات واهي، پشت ميله های زندان اوين محبوس است. دوازدهم مهر جاري، قرار است دادگاه اين پژوهشگر کشور برگزار شود. محاکمه اميد کوکبی در حالی انجام خواهد شد که اين هموطن اهل سنت و ترکمن هيچ گونه سابقه فعاليت سياسی نداشته و هنگامی که برای ديدار با خانواده اش به ايران سفر کرده بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد.

او بيش از يک ماه را در سلول انفرادی تحت شکنجه های شديد روحی گذرانده است. وی در نامه‌ای تکان دهنده به صادق آملی لاريحاني، رييس دستگاه قضايی جمهوری اسلامی با توصيف شرح شکنجه‌ها و انفرادي‌های خود، درخواست تشکيل دادگاهی عادلانه با امکان دفاع کرده بود. اما اين نامه نيز همچون نامه های ديگر زندانيان سياسی مورد بی توجهی مسئولان قرار گرفته و اميد کوکبی تاکنون نتوانسته وکيل خود را ملاقات کند.

اميد کوکبی با کسب رتبه ۲۹ در کنکور توانست به طور همزمان در دو رشته فيزيک و مکانيک در دانشگاه صنعتی شريف تحصيل کند. وی فوق ليسانس و دکترای خود را در اسپانيا در رشته فيزيک اتمی در گرايش ليزر کسب کرد. اين دانشمند جوان از سال گذشته در دانشگاه تگزاس آمريکا در مقطع فوق دکتری مشغول به تحصيل بود.

متن کامل اين نامه به شرح زير است:

رياست محترم قوه قضائيه
حضرت آيت اله صادق آملی لاريجانی
سلامٌ عليکم

اينجانب اميد کوکبی فرزند نوبت، زندانی بند ۳۵۰ زندان اوين دومين باری است که برای شما نامه مي‌نويسم و امروز که اين نامه را تحرير مي‌کنم حدود ۱۰ ماه است بدون هر گونه دليل و مدرکی (‌و شايد در اثر يک سوء تفاهم) در بازداشت به سر مي‌برم. پس از چند بار تفهيم اتهام متفاوت از جمله شرکت در تجمعات غير قانونی و اخلال در نظم و امنيت، نهايتاً اتهاماتی واهی و بي‌اساس که روحم را آزرده کرده است با عنوان «ارتباط با دول متخاصم و کسب درآمد نامشروع» را به من تفهيم کردند که يقيناً اين اتهامات با توجه درخواست‌ها و عملکرد مسئولين امر کاملاً منافات دارد و با هيچ منطق و عقل سليمی همخوانی ندارد. چگونه مي‌شود به کسی که متهم به جاسوسی يا ارتباط با اجانب است اطمينان کرد و او را به محرمانه‌ترين و سرّي‌ترين بخش اسرار نظام دعوت کرده و از او درخواست همکاری نمود‌؟

دعوت‌های مکرر مسئولين امنيتی و اطلاعاتی و تحت فشار قرار دادن خانواده‌ام جهت متقاعد کردن من به همکاری و نشان دادن در باغ سبز و وعده حمايت‌های مختلف همچون آزادی و ادامه تحصيل در‌‌ همان دانشگاه قبلی خودم (دانشگاه آستين تگزاس) برای کسی که تاکنون هيچ فعاليتی خارج از دانشگاه و محافل علمی دنيا نداشته و با عالم سياست بيگانه است چه معنا و مفهومی را تداعی مي‌کند؟ و در پشت اين اتهام زني‌ها و فشار‌ها چه هدفی نهفته است‌؟ اگر چه من به عنوان يک ايرانی حاضر به همه گونه خدمت و جانفشانی برای کشورم هستم ليکن بنده هميشه اين استدلال وپاسخ را به بازجويان و نمايندگان اعزامی از نهادهای مختلف داشته و دارم که: امروز که هيچ خطايی نکرده‌ام و هيچ اطلاعی از موضوعات و فعاليت‌های محرمانه نظام ندارم با من اينگونه رفتار مي‌شود و تمام زندگی و خانواده‌ام را به واقع گروگان گرفته‌اند. در آينده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از اين اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چيزی را برای حصول اطمينان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟

جناب آقای لاريجانی

تنها گناه من اين بوده و هست که تحصيلاتم منحصر به فرد بوده و در ايران کسی در اين رشته تخصص و تحصيلات من را ندارد و از بد حادثه ظاهراً اين تخصص شديداً مورد نياز واقع شده است. اما اين مرقومه را جهت دفاع از بي‌گناهی خودم برای شما نمي‌نويسم و البته اميدی هم به شنيدن يا اهميت دادن به آن ندارم، زيرا نه تنها به نامه اول من «که با سختی توانستم از زندان برای شما ارسال کنم» کوچک‌ترين توجهی نکرديد و از آن نامه هم سوء تعبير شد و موجب تشديد فشار‌ها بر من گرديد، بلکه دليل نگارش اين نامه، گلايه از مجموعه تحت امر شما و به خصوص دادگاه رسيدگی کننده به پرونده من است، که حتی از نمايش و تصويرگری يک دادرسی به ظاهر قانونی و بي‌طرفانه عاجز مانده و به وضوح و آشکارا به قوانين و مقررات و مصالح نظام و کشور بي‌اعتنايی کرده و بد‌تر از آن اينکه در جلسه دادگاه با عصبانيت اقدام به تحقير و تهديد من کرده و با به کاربردن الفاظی که اينجانب شرم دارم در اين نامه به ذکر آن‌ها بپردازم، از من به اصرار مي‌خواست که مطابق خواسته وی اقرار به ارتباط با آمريکا و خيانت به کشورم کنم.

رياست محترم اين دادگاه نه تنها بي‌طرف نبوده و صلاحيت رسيدگی به پرونده اينجانب را ندارد بلکه در يک نظام اسلامی و قائل به اخلاق و عدالت و مهرورزي، اين ويژگي‌های اخلاقي، قطعاً صلاحيت هر قاضي‌ای را برای تصدی پست قضايی زايل کرده و شايستگی نشستن بر اين مسند را سلب مي‌کند. مگر دعوی و اتهام من شخصی و متوجه اوست که اينگونه بر من پرخاش و توهين و تهديد مي‌کند؟ قاضي‌ای که به متهم بدون هيچ دليل موجهی توهين و تحقير و پرخاش نمايد ديگر بي‌طرف نيست و طبق قانون هم صلاحيت رسيدگی به پرونده را ندارد.

لذا اکنون به عنوان عکس العمل طبيعی يک زندانی که به حرمت و حقوق اوليه انسانی او توهين شده است اعلام مي‌کنم که بعد از اين حاضر نيستم در اين دادگاه حضور يافته و از خود دفاعی بکنم و اگر هم اجباراً مرا به دادگاه ببرند قطعاً سکوت کرده و دفاعی نخواهم کرد تا ايشان با فراغ بال به آنچه که از قبل برای من تجويز کرده‌اند حکم دهد هر چند که ممکن است اين موضوع موجب طولاني‌تر کردن عمدی زمان رسيدگی به پرونده من شده (که خود نوعی مجازات فرد پيش از محاکمه است) و نيز همچنان که در اين مدت به بسياری از مواد قانونی (از جمله رسيدگی به اعتراض من به قرار بازداشت و يا عدم تمديد قرار بازداشت پس از گذشت يک ماه و يا حق ملاقات با وکيل) عمل نشده و تا امروز اجازه ملاقات با وکيل را به بنده نداده‌اند (و معلوم نيست که وکلای محترم چگونه مي‌خواهند در دادگاه از من دفاع کنند.) و يا ممکن است اين نامه تظلم خواهی من موجب شود باز هم بر من غضب کرده و بيشتر سخت گيری کنند. بنابراين از محضر آن مقام محترم تقاضا دارم به اين حداقل انتظار من که جزء حقوق اوليه يک زندانی است توجه کرده و با واگذاری امر رسيدگی به پرونده به شعبه‌ای ديگر شرايط را برای برگزاری يک دادگاه موجه و بي‌طرف و با رعايت اصول اخلاقی و حقوق شهروندی فراهم فرمايند.

اميد کوکبی ۲/۹/۱۳۹۰

زندان اوين بند ۳۵۰

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

صحنه های ضرب و شتم و اعدام زنان در ایران، در موزیک ویدیو دفاع از حقوق بشر زنان مدونای مسلمان

http://www.dailymotion.com/video/xsy2d_deeyah-whatwillitbe_music

http://www.dailymotion.com/video/x13sdm_full-deeyah-interview-used-on-the-n_news


http://www.dailymotion.com/video/x13s8z_deeyah-s-take-on-islam_news

 معروف به مدونای مسلمان دختری که برای آزادی و حقوق زنان مسلمان می خواند

و  گرچه مورد تهدیدهای مرگ بسیاری از طرف مسلمانان قرار گرفته

از رفتن به پناهگاه زنان مسلمان فراری از ظلم و ستم خانواده هایشان و راهنمایی و حمایت آنها دریغ نمی کند.

از خانم مریم نمازی عزیز که این هنرمند و مدافع حقوق بشر ارجمند را در سایتشان معرفی کردند ممنونم!

یکی به داد این مردم برسد از دست این آخوندها، توی خیابان که می ایستید از کتک زدن دخترای مردم فیلم میگرید لاقل روی اینترنت غیرت تان را نشان بدهید

یکی به داد این مردم برسد از دست این آخوندها،

توی اینترنت هم ول کن گول زدن و فیلم ننه من غریبم بازی کردن و دین فروشی نیستند،

لطفا بروید رادیو زمانه برای این حجت السلام و المسلمین میثم سیف اللهی حوزه مقدس علمیه قم به قول خودش

جواب بگذارید...توی خیابان که می ایستید از کتک زدن دخترهای مردم به دست گشت ارشاد فیلم میگرید

لاقل روی اینترنت غیرت تان را نشان بدهید...

این هم لینکش است در قسمت کامنت ها فتوا صادر کرده  !!!

http://radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/01/09/9845?nocache=1#comment-26621

قوانین رادیو زمانه برای کامنت:

لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.

کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و
منتشر نخواهد شد.

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

تنگه هرمز بهانه بود، امریکا و ایران درترکیه در حال مذاکره و روبوسی و شیرینی خوران هستند...ما مردم سر کاریم
















گروه سیاسی: نهالي كه وزير خارجه تركيه در تهران كاشت در آنكارا به ثمر نشست. هرچند ثمره اين نهال را تنها ترك‌ها ديده‌اند و حداقل ايراني‌ها از وجود آن بي‌خبرند. احمد داووداوغلو، وزير خارجه تركيه هفته گذشته در قامت ميانجي در روابط ايران و غرب به تهران آمد تا از يك سو باب تازه‌اي از مذاكرات سياسي هسته‌اي ايران با گروه 1+5 را باز كند و از سوي ديگر آتش تنش تازه بروز پيدا كرده ميان تهران– واشنگتن را فرو نشاند؛ آتشي كه با پايه اختلاف دو كشور بر سر تنگه هرمز شعله‌ور شد، آنجا كه ايران اعلام كرد در صورت تحريم و تهديد اين تنگه را مي‌بندد و آمريكا مدعي شد اجازه اين كار را نمي‌دهد. چالش پيش آمده حول محور امكان يا توان مسدود كردن تنگه هرمز جدال لفظي را بين مقامات سياسي و نظامي دو كشور به وجود آورد تا آنجا كه وزير خارجه تركيه را بر آن داشت ميداندار اين تنش شود و مانع از ادامه‌دار شدن آن شود. او پيش از آنكه به تهران سفر كند، در جمع خبرنگاران ترك گفته بود «براي كاهش تنش‌ها بين ايران و آمريكا ابتدا با ايران ديدار كرده و سپس با مقامات آمريكايي گفت‌وگو خواهم كرد كه همه اين ديدارها مكمل يكديگر هستند.» وعده‌اي كه او داده بود براساس آنچه رسانه‌هاي ترك خبر داده‌اند. عملي شده است. چراكه او با مقامات ايراني ديدار كرد، فقط مانده بود گفت‌وگو با مقامات آمريكايي كه آن هم به گفته روزنامه «زمان» تركيه به جريان افتاده است. به گزارش «ديپلماسي ايراني» به نقل از «زمان»، وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرد، روند مشاوره‌ها با تركيه بر سر پيام تهران در جريان سفري كه اخيرا احمد داووداوغلو به تهران داشته را آغاز كرده است. ويكتوريا نولاند، ‌سخنگوي وزارت خارجه آمریکا گزارش داد واشنگتن در مورد نتايج سفر وزير امور خارجه تركيه به ايران و پيام تهران، با آنكارا در تماس است. وي در ادامه خاطرنشان كرد كه سفير آمريكا در تركيه روز جمعه گذشته با داووداوغلو ملاقات كرده و يكي از موارد مطرح در اين نشست مساله سفر اخير وزير امور خارجه تركيه به ايران بوده است. سفر داووداوغلو به تهران در شرايطي انجام شد كه تنش‌هاي تهران با غرب بر سر تهديد مقامات جمهوري اسلامي براي بستن تنگه هرمز و همچنين اعمال تحريم‌هاي مضاعف عليه ايران به اوج خود رسيده است. همچنين اوباما اخيرا قانون تحريم بانك مركزي ايران را امضا كرده و به اين ترتيب هرگونه مبادله با اين بانك كه بيشترين حجم تبادل دلارهاي نفتي ايران را بر عهده دارد، براي كشور‌هاي خارجي ممنوع مي‌شود. به بيان بهتر در صورتي كه بانك‌ها و موسسه‌هاي مالي خارجي با بانك مركزي ايران ارتباط برقرار كنند منافع خود را در آمريكا از دست خواهند داد و اين در شرايطي است تركيه به عنوان متحد نزديك آمريكا 30درصد از منابع نفتي خود را از ايران وارد مي‌كند.
برخي از كارشناسان اعلام كرده‌اند ديپلمات‌هاي تركيه اخيرا تلاش خود را براي لابي با آمريكا آغاز كرده‌اند تا در قانون تحريم‌هاي ايران شامل برخي معافيت‌ها شوند.
نولاند با اشاره به روابط نزديك آنكارا و واشنگتن در بخش ديگري از سخنانش اظهار داشت كه آنكارا و واشنگتن يك هدف را دنبال مي‌كنند و آن بازگرداندن تهران پاي ميز مذاكره است. وي يادآور شد كه شايد همواره تاكتيك‌هاي آمريكا و تركيه مشابه نباشد اما استراتژي يكي است و به همين دليل برآورد سفر اخير وزير امور خارجه تركيه به ايران و آينده‌اي كه وي در مورد نحوه برخورد با جمهوري اسلامي تصوير مي‌كند، اهميت دارد. با اين وجود سخنگوي كاخ سفيد در واكنش به اين اظهارات ايران كه تركيه را دروازه‌اي براي دور بعدي مذاكرات هسته‌اي توصيف كرده بود، تاكيد كرد كه جمهوري اسلامي هنوز به طور رسمي به ما اعلام نكرده كه براي مذاكره آماده است.
به گفته نولاند، آمريكا به ايران اعلام كرده است كه براي دور بعدي مذاكرات تنها در شرايطي آماده است كه عزم تهران جدي باشد و پيش شرط تعيين نكند. اين در حالي است كه گزارش‌ها حاكي از آن است در هفته گذشته سعيد جليلي، دبير شوراي‌عالي امنيت ملي ايران در نامه‌اي خطاب به كاترين اشتون، مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا، از آمادگي تهران براي از سرگيري مذاكرات هسته‌اي خبر داده است. با اين حال برخي از كارشناسان اعلام كرده‌اند اتحاديه اروپا در مورد تمايل تهران براي مذاكرات كارساز ترديد دارد و اين امر مي‌تواند بخشي از استراتژي ايران براي بازي با زمان باشد. اين در حالي است كه وزير امور خارجه تركيه از توافق ايران و گروه 1+5 براي از سرگيري مذاكرات در تركيه خبر داد و در عين حال متذكر شد كه تحريم‌هاي غرب عليه تهران، آنكارا را به اجراي آنها مقيد و ملزم نمي‌كند. احمد داووداوغلو ديروز در گفت‌وگو با روزنامه ژاپني «نيهون كيزاي شيمبون»‌، گفت: ايران و گروه 1+5 مذاكره درباره برنامه هسته‌اي ايران را در تركيه از سر خواهند گرفت.
وي با اشاره به ديدار اخير خود از ايران و همچنين گفت‌وگويش با كاترين اشتون، مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا اظهار داشت: دو طرف توافق كرده‌اند در تركيه نشست برگزار كنند كه اميدوارم اين مذاكرات هر چه زودتر آغاز شود.


این ویدئو دلیلی است که به امید سازمان ملل نباشید که کاری برای حقوق بشر ایران انجام بدهد

این خانم سالها در کمپ های انسانی کره شمالی زندانی بوده و کشتار و زندگی غیر انسانی بسیاری از مردم را در شرایط بسیار سخت شاهد بوده،
این خانم شاهد کشته شدن یک دختر ۹ ساله به دست مادرش به خاطر گرسنگی و پختن او در دیگ بوده!!! و همچنین زن دیگری که پسر ۱۶ ساله خود را کشته و قصابی کرده و به فروشتگاه گوشت فروشی برده تا کمی ذرت بگیرد!!!، این خانم از سازمان ملل تقاضای کمک دارد و می گویید هیچ حقوق بشری در کره شمالی نیست...

http://www.breitbart.tv/former-north-korean-political-prisoner-moms-kill-children-to-survive-in-prisons/

اگر سازمان ملل به مردم کره شمالی برای آزادی کمک کرد به مردم ایران هم کمک می کنند....