۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

بهترین راه شناخت دوستان واقعی





















تنها راه شناخت دوستان واقعی, عشق حقیقی و آشنایان مورد اعتماد, این است که به آنان ابراز کنید.
شما درگیر مشکلات مالی بسیار شدیدی هستید و به کمک آنها احتیاج دارید.

سپس به نظاره بنشینید که چگونه اطرافیانتان از شما خواهند گریخت. چون مگس های مزاحم و عجولی...
که ازباغ گلی بدون سطل های زباله...فراری هستند.




شکوه بختیاری
Shokooh Bakhtiari

قورباغه ها و شاهزاده ها...




















در زندگی یک زن پیش میاد که اشتباهن یکی, دو قورباغه را به جای شاهزاده ببوسه!.
آنچه اهمیت دارد این است که وقتی تفاوت قورباغه ها را ازشاهزاده ها تشخیص داد. بلافاصله... آنها در آبگیر هایشان, رها کند....


''شکوه بختیاری''

از خائنین سپاسگزارم!

















از افرادی که در سخت ترین شرایط زندگی مرا تنها گذاردند یا به من خیانت کردند, سپاسگزارم.
چرا که آنان به من آموختند ؛ من نیرومندتر ازآنچه می پنداشتم..., هستم!.

شکوه بختیاری

صریح و صادقانه!
























You simply can't offer your love to someone that is not worth it....
Shokooh Bakhtiari
صریح و صادقانه بگم؛ تو نمی توانی عشقت را به کسی ارزانی کنی که لیاقت پذیرفتنش را ندارد...


((در آخرین وداع)) ((For the last goodbye))


























((در آخرین وداع))
((For the last goodbye))

رهایم کن, بی پناه,
با کودکانم
در کنار خیابان...!.

Abandon me, helpless, with my children
On the side walk of the street ....

چرا که من سزاوار اینهمه ستم هستم.
چون تو را دوست داشته و باور کرده ام....

I truly deserve this injustice.
Because I have loved you and believed you ....

دیوانه ای که ریشه های جوان مرا جویده است.
هنوز پنجه های تیزش را از ستون مهره های من بیرون نکشیده

The Crazy man that has chewed my youngest roots
Still didn't take out his sharp claws out of my spine,

که تو در انحنای خیابان شلوغ رابطه مان دست تکان می دهی...
و من با گلویی بریده از خشم ناگفته ها, زمزمه می کنم:

That you are waving for me in the curvature of our busy relationship's street...
And I whisper with my slit throat of unspoken anger;

آه... زن زیبای فقیر,
تو نه سرزمینی برای بازگشت خواهی داشت,
و نه عشقی...
برای مهر ورزیدن...!.

Oh ... poor, beautiful woman!,
You will have no land to return,
...And you will have no love
.!to share

(شکوه بختیاری)

Shokooh Bakhtiari

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

((بنگر به قربانگاه منا!))



















((بنگر به قربانگاه منا!))

بنگر به قربانگاه منا در عید قربان!
باشد که این اجساد درهم شکسته شده ی خونین گواهی دهند
بر قدرت و شوکت خدایی...که حتا,
توانایی محافظت نداشت
از دوستدارانش را

در امن ترین نقطه جهان اسلام
در خانه خود و در عید پیامبرانش را!....

بخوان بخوان سوره ابابیل را...,
بخوان به خاطر بسپار تمام قرآن را...

و من بلند بلند شعری از فریدون فرخزاد میخوانم
و بر بی خردی تو...!,
...افسوس میخورم...!.

(شکوه بختیاری )

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

((نامه ای به یک خبرنگار و نویسنده معروف))


((A letter to a famous journalist and writer))

((نامه ای به یک خبرنگار و نویسنده معروف))

آه آقای خبرنگار و نویسنده معروف!...,
من خون کودکت را در آبریزگاه می شویم!.
آیا هیچ مقاله یا خبر علمی دراینباره منتشر نکرده ای؟

Oh, Mr. famous journalist and writer ...,
I am washing the blood of your child in the restroom!.
Didn't you release any scientific article or news about it?

یک ماه و نیم تمام پس از ۴ ماه و نیم فریب و انتظار!
من خون کودک مرده ات را در آبریزگاه می شویم
و تو در هتل هیلتون با پیر دختران نویسنده همکارت
مست میکنی و پستان های دفرمه شده ازجراحی های پلاستیک پی در پی شان را
با اشتیاق به خود میفشاری!...

A month and a half after four months and a half lies and betrayals!.
I am washing the blood of your dead child in the restroom.
And you are at the Hilton Hotel drunk with your old maid colleagues writers, and pushing their deformed breasts of multiple surgery implants
with passion to yourself!

هرگز به من تسلیتی نگفته ای!.
شاید حتا باور نداشته ای که کودکی در من مرده است!

You never said any condolences to me!.
Maybe you even didn't believe that a child has dead in me!

آه زن زیبای بی پناه!..., چگونه می توان گذشت
از مردی را که تو را جویده است و در هولناک ترین لحظات قی کرده است؟!

Oh beautiful, shelter less woman ..., how can you forgive?
The man that chewed you and spit you in the most terrifying moments?

در آبریزگاه در آبریزگاه به تو می اندیشم و خون تیره کودکت را میشویم
و زمزمه می کنم با اینکه می دانم این انصاف نیست, اما احساس میکنم, باید اعتراف کنم؛
چقدر خوشبخت و سعادتمند است کودکی
که پیش ازشناختن تو....
در گذشته است.

(شکوه بختیاری)

In the restrooms in the restrooms I am thinking about you and washing the dark blood of your child
And I am whispering even I know it is not fair, but I feel, I should confess, I should said;
How lucky is your child
that is dead
before get to know you!!!.

(Shokooh Bakhtiari)


۱۳۹۴ شهریور ۱۱, چهارشنبه

(( Oh!...Nosferatu are you still working for CNN?!!)) / ((آه! ...نوسفيراتو آیا هنوز هم برای "CNN" کار میکنی؟))






















شعری ناتمام که در حال نوشتن ان هستم
This is my new poem that I am working on it

(( Oh!...Nosferatu are you still working for CNN?!!))
((آه! ...نوسفيراتو آیا هنوز هم برای "CNN" کار میکنی؟))

Oh!...Nosferatu, Nosferatu!,
Are you still working for CNN?
Are you still winning awards for your best news coverage?

آه! ... نوسفيراتو, نوسفيراتو!
آیا هنوز هم برای "سی ان ان" کار میکنی؟
آیا هنوز هم بی خبر برنده ی جایزه ی بهترین پوشش خبری هستی؟

Do you let them know?, when they are clapping for you in the festivals and parties..., Can you please let them know next?

آیا تو را می شناسد؟، آیا می دانند؟ زمانی که برای تو در جشنواره ها و میهمانی ها دست می زنند؟! ...، آیا می توانی, لطفا به آنها اطلاع بدهی؟ اجازه بدهی که بدانند؟

That you used a beautiful, sexy, young, human right activist woman...
as your Kleenex sex?!

تو از یک زن زیبای, جوان فعال حقوق بشر...,
همچون یک دستمال کلینکس کهنه
برای تمیز کردن آلت خیس تناسلی ات...,
استفاده کرده ای...؟!

Oh!!!...Nosferatu, Nosferatu!, Dracula....

آه! ...نوسفيراتو, نوسفيراتو,
آه! ...خون آشام 

۱۳۹۴ تیر ۱۲, جمعه

سگ کشی، طرح مخوف حکومتی برای آموزش شکنجه گران دولتی به قتل و جنایت بیشتر

سگ کشی، طرح مخوف حکومتی برای آموزش شکنجه گران دولتی به قتل و جنایت بیشتر 








































ادامه مطلب: سگ کشی، طرح مخوف حکومتی برای آموزش شکنجه گران دولتی به قتل و جنایت بیشتر | فضول محله 




طرح مخوف گزینش و تعلیم شکنجه گران و قاتلان دولتی:

بنابر گزارشات رسیده از ایران، سگ کشی طرح مخوف 
حکومت اسلامی برای گزینش و تعلیم شکنجه گران و قاتلان دولتیست. صحنه های بسیار خشن در ایران نشان می دهد، کشتار و حتا با حس افتخاری بیمارگونه، جنازه های این حیوانات بی پناه را در کشتارگاه ها رها کردن. یا به پشت ماشین خود بستن و در کوچه و خیابان گرداندن به صورت یک امر عادی برای برخی از این جنایتکاران درآمده است.
این رفتار غیر انسانی خبر از بی باکی و آسوده خاطری عوامل این جنایات از بازخواست و تحت تعقیب قرار گرفتن بوسیله ماموران قضایی را می دهد. یکی از زندانیان سیاسی که از ایران در مورد این موضوع با نگارنده این مقاله تماس گرفته است، چنین می گوید:” باید این مسئله را به مردم تذکر بدهید. رژیم در حال تعلیم دادن گروه شکنجه گران جدیدیست. ما زندانیان سیاسی این شکنجه گران را در زندان ها دیده ایم .” وی سپس اضافه می کند که؛ فراوانی و عدم پیگرد قانونی این افراد نشان از دست اندر کار بودن حکومت اسلامی در این قتل عام ها می باشد.

:جوایز حکومتی در مقابل قتل بی رحمانه یک حیوان بی آزار

بنا به گزارشات رسیده از سربازخانه ها، هر سربازی که یک سگ را با سرنیزه بکشد. یک روز مرخصی خواهد گرفت. برای شلیک و کشتن سگ ها به روش های دیگر نیز مبالغی در نظر گرفته شده است. به طور نمونه عکس های، سگ کشی سرباز ناجا و جمعی از مردان که در میان خون و کشتار، لبخندی مسرت آمیز نیز بر لب دارند!. نمونه دیگر در توضیح فیلم فجیع سگ کشی
در یکی از شهرک‌های صنعتی شیراز که گروه پیمانکاری را در حال تزریق اسید به سگ ها را نشان می دهد. رسانه های دولتی ایران تاکید کردند که این افراد بنا با قرار داد با شهرداری شیراز به سگ کشی غیر انسانی می پردازند. همچنین در ازای ارائه هر لاشه ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند!.

:جنایتکاران سگ کشی ها چه کسانی هستند؟

تنها دیدن چند ثانیه از فیلم سگ کشی با تزریق اسید کافیست که خشم و فریاد هر انسان آزاده ای را بر انگیزد. حتا برای بسیاری از مردم غیر قابل تحمل است که این فیلم را بیش از چند ثانیه تحمل کنند و از ناله های جانسوز سگ بی گناه وحشتزده و متاثر نشوند. حال این سوالات مطرح می شود که چنین افراد جنایتکار و قاتل چرا باید از طرف شهرداری برای جنایات خود دستمزد بگیرند؟. این افراد غیر از کشتن سگ ها به این طرز فجیع به چه جنایات دیگری می پردازند؟.
چگونه چنین افرادی که طاقت و تحمل چنین سنگدلی و بی رحمی را دارند در بیمارستان های روانی بستری نیستند؟. بلکه کارمند قرار دادی حکومت هستند و …. قضیه تزریق اسید به سگ ها بلافاصله پس از اسید پاشی های افراد مشکوک به زنان و دختران ایران انجام گرفت. آیا اسید پاش ها به صورت زنان ایرانی نیز از افراد مورد اعتماد حکومتی و مزد بگیر آنها نبوده اند؟! و هزاران اما و اگری که تفکر هر انسان خردگرایی را برای یافتن جوابی منطقی به دهلیزهای شکنجه و اعدام حکومت اسلامی راهنمایی می کنند.

۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه

برای حضرت عشق!
























((بهشت دل انگیز کوهپایه ها!))

پیامبران بزرگ و بصیرت دهنده
همواره در رختخواب ها به زنان ایمان آورده اند!
و بر خدایانشان کفر ورزیده اند.

آنان کودکانشان را با حسرت و خشمی شگفت انگیز و با بیرحمی تمام
 در کاندوم ها پاشیده اند و در سطل های زباله پرتاب کرده اند
شاید چون از نسل موهوم امام زاده هایشان با هراسی وصف ناشدنی رنج برده اند!

و تمام راه را، تمام راه را یک نفس... ، از دامنه های کوهسارهایی که ران ها ی زنان دمیده اند
تا سر انگشتان کشیده پاهایشان که بر زمین طراوت می نهند
با طبق هایی پر از بوسه آذین می دهند.
به امید اینکه گناهانشان را بر آنان ببخشایند و
دیگرباره به زیارت بهشت پنهان
فراخوانند!....

آه پیامبران، پیامبران وحشی خشن تحریک کننده...
پیامبران برزگ جهاندیده آرامش دهنده
با نفس های تند و سوزان و طنین فریادهای درد آلود درنده!!!
پیامبران، پیامبران کافر مرده در چشم های نیمه خواب آلوده....

گرچه تو را ترک کرده اند، در رختخواب بدون حجاب، برهنه نیمه برهنه...
آلوده به بوی وسوسه انگیز خوش گناه
پیامبران تصمیم گیرنده بخشاینده، گرچه تو را ترک  می کنند...
 اما هرگز، هرگز!...،
فراموش نمی کنند!.


(شکوه بختیاری)